Archive for the ‘متفرقه’ Category

یعقوب

سپتامبر 17, 2008

يعقوب پيامبري از قوم بني اسرائيل را دوازده پسر بود. يكي يوسف كه شهره ي عالم از نيكي و دگري بنجامين و دگران همان ها كه حسادت را به خود سنجاق كرده اند.

 

از كثير فرزندان يوسف تنها نام و نشان اين دوازده تن بجا مانده آن طور كه بايد. و حضور و وجود فرزندان دگر يعقوب را تنها در كتبي كه اختصاصي به پيامداران پرداخته اند و از لحاظ كمال مهر خورده اند مي توان يافت و دختركان يعقوب راه به افكار عامه ي مردم نيافته اند و اين بن بست نه به خاطر نداشتن وجه بارز براي داستان سرايي من باب ايشان همانند حسد برادران كه از براي جنسيت آن ها بوده و هست و تا به اين جا كه يوسف در سيماي جمهوري اسلامي نمايش داده شده نشاني و اثري از ايشان نبوده كه نيست. و اين بار نيز كه از آن ها يادي ولو اندك شده در سخيف ترين هاي برنامه ها آمده و مهري است تاكيدي بر عقب نگه داشتن همه ي آن چه كه از يعقوب ببايد ما را اطلاع.

 و اما يعقوب…

ساليان سال شباني… در او به شكلي بس خداگونه خداوندگار را بود متجلی تا به جايي كه به پيامداري مبعوث شد و در تربيت فرزندان خود كوشيد .

و همانا حسادت پسران او كه در عدد ده بودند بر يازدهمين آن ها كه يوسف باشد  زياد شد و او را به چاه بينداختند و ماجرا ادامه پيدا كرد و  و قص الا هذا كه كم نشنيده ايم از زبان اين و آن داستان را كه در راستان بودن تمامت آن همان قدر يقين است كه در گنگي سايه روشن هوا در هنگامه ي طلوع و غروب روز.

 

ولي آن چه كه از ذهن ما جدا ماند سبب ساز حسادت آتشين آن ده برادر و عدم حسد آن يك دگر بر يوسف … كه چگونه فرزندان يعقوب كه نه بسان ولده ي نوح كه با بدان بنشست هرگز با كسان بد ننشستند و تنها در قلمرو وسيع يعقوب ادامه ي شباني او را جستند تا به آن جا پيش روي در گر دادن آتش وجودي خود مي روند كه از ابعاد انساني فراتر رود و شود فسانه اي از نوع پيامبري اش.

 

و اما يوسف …

او كه بر زيبايي اش گفته ها گفته اند و شنيده ها شنيده ايم و دست ها ببريده اند فرزند ذكور آخرين همسر يعقوب و به نوعي سوگولي او بود.بنجامين هم كه نيكي اش در مقابل حسد برادران ناتني خود نمايان تر است نيز دومين و آخرين فرزند آخرين سوگولي يعقوب كه با زاده شدنش مادرش از دنيا رخت بربست… مهر يعقوب به يوسف چه قبل از مرگ مادر كه فرزند تازه ترين همسرش بود و بعد از مرگ او كه يادماني زيبا چون رخ همسرش از او بود همواره فزوني داشت به نسبت بر ديگر فرزندان او .

 

و اما رابط یعقوب با متن…

 

گويند ناقص عقلان بر دفاع از چندهمسري که : كوشيده اند بسياران در قرار عدالت بین همسران و از آن دست رييسان امت هاي مذهبي که عدالت را بس تمام بين كثير زنان خود كه ناصرالدين شاه هم تنه اي زده بر آنان اجرا کرده اند.

و یعقوب نیر از همین شاهد ها …

 

اما نكته ي پوشيده ي مبرهن ماجرا و تضاد كلماتي نوشته شده و ديده شده  اين جاست كه گر يعقوب شبان و پيام دار را عدل برقرار كردي در بين زنان خود چگونه آن چنان زمينه ي حسد برادران زياد شده است كه كمر بر قتل يوسف بستند و در اين قتل تنها بنجامين را دست نبودي و آن هم از براي يكي بودن مادرهاشان !؟

 

که سردمدار حسد همانا آن برادر باشد که فرزند کنیزکی است که از همسران یعقوب نیز هم…

 

   انسانيت را فارغ از هر دين و مذهب قوانيني است نانوشته و اما حك شده بر مغز بشري. كه همگان : خير و شر … در روح خود چكه اي از آن را دارند و ناگفته پيداست كه حسد هم از همان تابوهاي انساني است كه صرف فعلش برابر ارتكابي است غيرانساني.

   و همانا آن كس كه راه را بر حسدورزي دگران هموار سازد همانا سزاوارتر به ارتكاب عملي غير انساني است و چند همسري راهي است براي تخريب ذهن و جان و در پی حسد كه همانا سخيف است وغيرانساني . آن چناني كه گر تنها براي يك سوي از يك زندگي دو سويه باشد همانا بدتر.

و در اين ميان هيچ سدي نيست بر سيلاب ناعدالتي نمايان شده بر همسران و نهايتا انتقال شان به فرزندان. عملي به مقادير زياد ناپسند كه در هر دوره و بر هر كسي نارواست و غير انساني و مخرب. خواه هزاران سال قبل باشد و خواه يعقوب و خواه به چاه افكنديده شدن يوسف.

 

مسعود شكوري

Advertisements

ده دلیل برای جرم بودن جمع‌آوری امضاء جهت تغییر قوانین تبعیض آمیز:

ژوئیه 31, 2008

دلیل اول: تغییر و اصلاح قوانین تنها در صلاحیت نمایندگان مردم در مجلس و سایر نهاد‌های موازی قانون‌گذاری مانند شورای انقلاب فرهنگی، مجمع تشخیص مصلحت نظام، دولت (البته در صورتی که خدمتگزار باشد) و رهبری در قالب نصیحت و در مواردی از طریق حکم حکومتی و سایر نهادها و افراد با صلاحیت مانند ائمه جمعه، نیروی انتظامی، مسئولین زندان‌ها، فرماندهان سپاه، قاضی مرتضوی و … است و از آنجایی که تمامی نهاد‌های فوق صلاح مردم را بهتر از خودشان می‌دانند پس در این شرایط، نظرخواهی از مردم مسلماً بی‌مورد و غیر ضروری است.

دلیل دوم: هدف از جمع‌آوری امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز تنها گرفتن امضاء از افراد نیست و هدف اصلی، ایجاد آگاهی نسبت به قوانین و مشکلات ناشی از آنهاست و خوب این امر موجب به فکر افتادن و مشوش شدن ذهن افراد جامعه خواهد شد که همان تشویش اذهان عمومی است.

دلیل سوم: تهدید امنیت ملی بوسیله تزریق آگاهی در جامعه و بالا بردن توقع زنان که حداقل نیمی از جامعه را در بر‌می‌گیرند و در صورت آگاهی از قوانین تبعیض‌آمیز و شناخت راهکاری برای تغییر آنها، دیگر مرد را در جایگاه مسئول و رئیس خانواده نخواهند پذیرفت و این یعنی تهدید امنیت خانواده و به تبع آن تهدید امنیت ملی!

دلیل چهارم: دور هم جمع شدن و برگزاری جلسات مطالعاتی با موضوع زنان یا جلسات بحث در مورد نحوه فعالیت و رویکرد‌های آتی توسط فعالین این حوزه که اگرچه جمع‌آوری امضاء محسوب نمی‌گردد ولی به همان میزان خطر‌ناک است و موجب تهدید امنیت ملی.

دلیل پنجم: ساختار کمپین یک میلیون امضاء بر مبنای فعالیت شبکه‌ای بنا شده است و بنابراین این ساختار تا حد زیادی بی در و پیکر و در مواردی غیر قابل مهار کردن است.

دلیل ششم: یکی از دلایل مهم برای جرم بودن جمع‌آوری امضاء، احتمال رسیدن تعداد آنها به یک میلیون عدد است و از آنجایی که قرار نیست این قوانین حتی با هفتاد میلیون هم عوض شوند، بی‌اعتنایی مراجع تصمیم‌گیری به امضاءها، این شبه را ایجاد می‌کند که مسئولین در نظام مقدس و مردمی جمهوری اسلامی، نسبت به خواست ملت بی‌اعتنا هستند و این یعنی تخریب وجه بین‌المللی نظام و تهدید امنیت ملی!

دلیل هفتم: تقویت نهاد جامعه مدنی بوسیله آموزش و تربیت کنشگران کمپین که چیزی نیست جز فراهم کردن مقدمه یک انقلاب نرم.

دلیل هشتم: تعریف و تجلیل دشمنان نظام در رسانه‌هایی مانند صدای آمریکا، رادیو فردا و … از فعالین کمپین که نشان می‌دهد که این افراد پیاده‌نظام دشمن هستند که بالاتر از آن جرمی نیست!

دلیل نهم: ایجاد تحرک و امید در بین جامعه و شکستن جو انفعال و نا‌امیدی که باز هم خود یکی از زمینه‌های براندازی نرم می‌باشد.

دلیل دهم: اتلاف بودجه بیت‌المال برای دستگیری، بازجویی و تهدید فعالین کمپین که به دلایل مطرح شده در بالا مجرمند تا کنون ضرر و زیان زیادی را به بیت‌المال وارد ساخته است.

پیوست: با توجه به جرائم فوق ، نه تنها یک سال حکم حبس تعزیری برای امیر یعقوبعلی و پنج سال حبس و تبعید برای هانا عبدی و دستگیری وفشار بر محبوبه کرمی، روناک صفار‌زاده و بسیاری دیگر از فعالین حقوق زنان به نظر غیر منصفانه نمی‌رسد بلکه نشانه رعفت، مهرورزی و میزان بالای تحمل حکومت اسلامی در حق دشمنانش است!

گريه مرد/آبجیز

مه 2, 2008

یکی رو میشناختم، مث که اسمش علی بود

یا مث که نه خدایا رضا یا تقی بود

وقتی که پنج ساله شد، انگشت شستش برید

خون از دستش جاری شد، رنگ از رخسارش پرید

تا اومد اشک جمع بشه تو چشاش از فرط درد

مادرش گفت بغض نکن، ماشالله دیگه شدی مرد

مرد که گریه نمی کنه، مرد که گریه نمی کنه

علی یا مرتضی، یا تقی یا نوید

گریشو خوب نگه داشت، بغضشم نترکید

وقتی که ده ساله شد، یه روز توی مدرسه

افتاد زیر کتک معلم هندسه

تا اشک توی چشاش جمع شد، از خجالت و از درد

معلم سرش داد زد، مگه نیستی تو یک مرد

مرد که گریه نمی کنه، مرد که گریه نمی کنه

وقتی پسرک رسید به سن سخت بلوغ

دختر همسایشون، فکرشو می کرد شلوغ

یه روز که با دوچرخه گاز می داد جلوی اون

باباش سرش داد کشید، انقدر تند نرو حیوون

دختر همسایه با دوستاش بهش خندیدن

خوشبتانه اشکشو این بار دیگه ندیدن

مرد که گریه نمی کنه، مرد که گریه نمی کنه

چند سال گذشت و تقی، یا مرتضی یا علی

مردی شد و زن گرفت، زنشو دوست داشت

ولی زنش با ناراحتی می گفت:

تو بی احساسی، تا حالا نکردی یه گریه اساسی

زنش ازش جدا شد، رفت با یه مرد جوون

که واسش اشک می ریزه مثل یه رود روون

اون علی بیچاره، یا مرتضی یا حمید

از زور ناراحتی دیگه نفسش برید

مرد که گریه نمی کنه، مرد که گریه نمی کنه

لینکی برای شنیدن آهنگ گریه مرد

سال نو مبارک

مارس 20, 2008

می آید

آرام آرام

خوش بو تر از خورشید

با دامنی پر از شکوفه می آید

از لابلای جنگل وحشی و قلب باغچه ها

و از خیال بهار مالامال

بهار فصل درنگ عاطفه در کوچه باغ هاست

سلمان هراتی

سلام و درود ، دوستان

نوروزتان مبارک ، سالها پیش یادمه که از اول اسفند که می شد ، بساط کارتهای تبریک وهدایای نوروزی گرم می شد ، منم با وسواس خاصی برای دوستان وآشنایان کارت تهیه می کردم . بعد نوبت نوشته های روی کارتها می رسید که اون هم برای خودش حکایتی داره ، بعد تمبر زدن و اداره پست ، الان که دارم به اون روزا فکر می کنم خیلی حس و حال خوبی داشت ، من هنوز هم آرشیوی از اون کارتها ونامه هایی که شب عید رد وبدل می شد دارم ، به هر حال امیدوارم سال آینده سالی خوب برای هممون باشه وبا همتی که در وجودمون هست به اهداف ومطالباتمون برسیم

جمشید آیین دار

بيانيه جمعي از مردان برابري خواه جنسيتي درباره مازيار سميعي

نوامبر 4, 2007

        در پي تجمع دانشجويي که در اعتراض به احکام صادره براي فعالين دانشجويي در دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي در روز سه شنبه (8 آبان) صورت گرفت، تعداد هشت نفر از دانشجويان توسط افراد لباس شخصي که بعداً مشخص شد منتسب به وزارت اطلاعات بوده اند، دستگير شدند. پنج تن از آنان در روز چهارشنبه آزاد شدند، اما سه نفر ديگر همچنان در بازداشت به سر مي برند و بر اساس اخبار رسيده در بند 209 زندان اوين نگهداري مي شوند. مازيار سميعي، يکي از اين دستگير شدگان است که به عنوان يک فعال اجتماعيِ صلح طلب در جهت تحققِ حقوق انساني فعاليت مي کند. وي يکي از داوطلبان کمپين يک ميليون امضاء بوده و مدافع حقوق برابر زنان و مردان است. 

         دستگيري و بازداشت مازيار سميعي در شرايطي است که دولت – مردانِ صاحب قدرت، فشار بر کنشگران اجتماعي را به شدت افزايش داده اند و تلاش دارند مسالمت آميزترين جنبش هاي اجتماعي را نيز سرکوب نمايند. استفاده فزاينده از خشونت در واکنش هاي کور نسبت به مطالبات و اعتراضات اجتماعي نشان از ناتواني دولت – مردان در پاسخگويي صحيح به مطالبات اجتماعي دارد. در واقع، خشونت و مردسالاري دو عنصر در هم تنيده اند و يکي بدون ديگري امکان حيات ندارد. چنين خشونت لجام گسيخته اي از هر ابزاري استفاده مي کند تا منافع بنيادگرايانه و مردسالارانه را حفظ کند. خشونتي که نمي تواند فعاليت کنشگران اجتماعي را فهم کرده و تاب آورد.

        ما، جمعي از مردان هوادار برابري جنسيتي ضمن اعتراض به دستگيري فعالان دانشجويي، بويژه مازيار سميعي، اعلام مي داريم که فشارها و هزينه هايي که بر کنشگران جنبش هاي اجتماعي تحميل مي شود نه تنها مانع از فعاليت آنها نخواهد شد، بلکه باعث مي شود که اين کنشگران بيش از پيش به حقانيت راهي که مي پيمايند معتقد شوند، و اقدامات خويش را در جهت رسيدن به اهدافشان ادامه دهند.

10 دليل کار کردن با مردان،براي مبارزه با خشونت عليه زنان

اکتبر 26, 2007

1.زنان بسیاری از مردان می خواهند که برخیزند و در مقابل خشونت بر علیه زنان بایستند.
2.بسياري از مردان موافق خشونت نيستند، با اين وجود کاري براي مبارزه يا متوقف کردن آن نمي کنند؛ اين مردان احتياج دارند که بسيج شوند تا از خشونت جلوگيري نمايند.
3. تعدادي از مردان براي پيشگيري از خشونت فعاليت مي کنند اما فاقد پشتيباني هستند.
4.مردان مرتکب بسياري از خشونت ها مي شوند، بايد به آنها گفت که اين کار را متوقف کنند.
5.مردان خشن به دنيا نمي آيند، آنها در نتيجه باورها و هنجارهايي که به آنها القاء مي گردد، خشن مي شوند. کار کردن با مردان و پسران مي تواند اين باورها و هنجارها را تغيير دهد و مردان را براي پيشگيري از خشونت، حمايت کند.
6.مردان پتانسيل توقف خشونت را دارند. آنها نه تنها مي توانند از ارتکاب به خشونت خودداري کنند، بلکه مي توانند نگرشها و پنداشته هايي را که تقويت کننده خشونت مبتني بر جنسيت هستند را نيز به چالش بکشند.
7.همچنان با وجود فعاليت هاي چندين ساله ضدخشونت، خشونت مبتني بر جنسيت ادامه دارد؛ قطعه گمشده براي رفع خشونت کار موثر با مردان است.
8.بسياري از مردان هم خشونت را تجربه مي کنند، اما تعداد اندکي از آنان از حمايت هاي مورد نياز براي التيام يافتن برخوردار مي شوند.
9.ما به بسيج مردان و پسران براي گسترش پيامهاي مبارزه با خشونت در خانواده ها، محل کار و تجمعات، احتياج داريم.
10.بسياري از تصميم گيران مرد هستند، ضرورت دارد که با آنها کار شود تا حمايت هاي سياسي و مالي لازم براي مقابله با خشونت فراهم گردد.
منبع:
Family Violence Prevention Fund
کاره مظفری

درباره ما

سپتامبر 24, 2007

روز اول که بحث تاسيس وبلاگي مختص به مطالب مردان کمپين پيش آمد، مخالفت هاي بجايي بر اين ايده وارد شد. از جمله اينکه چنين حرکتي مغاير با اهداف کلي فمينيستي مان است؛ در واقع اين کار مي تواند بدين صورت تعبير شود که گردانندگانِ آن به دنبال کسب هويتي مردانه و مستقل از زنان هستند. با گذشت مدت زماني و تشديد فشارهاي حاشيه اي به خصوص تهمت هاي منکراتي در برخورد با فعاليت هاي اجتماعي، مجبور به تفکيک فضاهاي مشترک فعاليت زنان و مردان شديم. بديهي است هر جمعي که در کنارِ هم مشغول کنش گري اجتماعي هستند، بر اساس تجربه هاي مشترک و تعامل با يکديگر به توليد فکر و انديشه مي پردازند. از اين رو، لازم ديديم براي ثبت اين تفکرات و فعاليت ها، بويژه در جامعه ما که داراي حافظه تاريخي ضعيفي است، اين وبلاگ را تاسيس کنيم. در نهايت از مخاطب گرامي تقاضاي موکد داريم که اين تفکيک را محصول فشارهاي بيروني بر کنش گران اجتماعي بداند نه انتخابي ايدئولوژيک. به اميد روزي که براي توليد تفکر و در نهايت بيان آن نيازي به تفکيک جنسيتي نباشد.

و اما هر وبلاگي با هدفي تاسيس شده و بر اساس آن مبناي خاصي براي مقالاتي که منتشر مي کند، مدنظر دارد. از اهداف اوليه اين وبلاگ مي توان به موارد زير اشاره کرد:

1. ايجاد فضايي براي طرحِ نظرات و تبادل نظر ميان مرداني که پيرو برنامه کمپين يک ميليون امضاء براي تغيير قوانين ضدِ زن فعاليت مي کنند.

2. ثبت تجربيات و فعاليتهاي مردان برابري خواهِ جنسيتي در جريان برنامه کمپين يک ميليون امضاء.

3. نگاهي از درون به وضعيت و موقعيت مردان در ارتباط با مسائل زنان، و بررسي راهکارهاي ممکن براي مرداني که خواهان تغيير شرايط موجود هستند.

ما معتقديم، زماني برابري جنسيتي در جامعه برقرار خواهد شد که زنان و مردان در کنار هم براي تحقق آن تلاش کنند.

– گزارش فعاليت ها:

کميته مردان کمپين، اوايل پائيز سال 1385 تشکيل شد. و فعاليت آن تا زماني که يک ميليون امضاء توسط همه داوطلبان کمپين جمع آوري شود ادامه خواهد داشت. تاکنون (اسفند 86)، اين کميته توانسته است اقدامات زير را انجام دهد:

1. دوازده کارگاه مختص مردانِ داوطلب همکاري با کمپين برگزار شده، که طي اين کارگاه ها، حدود 120 نفر از مردان به جمع داوطلبان کمپين پيوسته اند (يک کارگاه مختص پسران دانشجو برگزار شده که حدود 15 دانشجو در اين کارگاه حضور داشتند. همچنين، يک کارگاه با هماهنگي کمپين کرج با مشارکت 10 داوطلب توسط تسهيل گران کميته پسران برگزار گرديده است).

2. چهار تن از مردان داوطلب به عنوان تسهيلگر در داخل کميته شيوه جديد برگزاري کارگاه ويژه مردان را طراحي نموده و از کارگاه هشتم به بعد اجرا مي نمايند.

3. جلسات مطالعاتي در خصوص مسائل زنان و کمپين يک ميليون امضاء حدوداً هر دو هفته يکبار برگزار مي شود (تاکنون حدود 18 جلسه).

4. تهيه و توليد مطالب و مقالات در ارتباط با فعاليت هاي کمپين يک ميليون امضاء و به روز رساني محتواي بلاگ کميته پسران.

5. در نهايت، و از همه مهمتر؛ جمع آوري منظم امضاء بصورت فردي يا گروهي.

در حال حاضر، اعضاي فعال کميته پسران حدود 15 نفر هستند. اعضاي اين کميته به صورت جمعي يا فردي به جمع آوري امضاء مي پردازند، و در ضمن جلسات مطالعاتي با موضوعات مرتبط با مسائل کمپين و جنبش زنان برگزار مي نمايند. مردان علاقمند به همکاري با کمپين يک ميليون امضاء مي توانند از طريق صندوق الکترونيک (menforequality@gmail.com) با کميته تماس برقرار کنند.